دیگه خاطراتم واسم عادیه امشب زیر بارون هوا عالیهچشام خیره موندن به اون کوچه ها کوچه پرشد از خنده هامون اما خالیه همون شب من از غصه ها میگم میشینمو به دخترم میگمهمون شب من از تو به اون میگم از اون که چقدر خواستمت میگممیگم بش تو امشب پای حرفم بشین اگه بغض کردم چشامو نبین عجب حالی میشه وقتی بفهمهاون عکس قدیمی عکس توعهبپرسه ازم اسمه عشقت چی بودچه حالی میشه بفهمه هم اسمه تو بودبراش میگم از اون روزای قشنگ که هر دوتا راه میرفتیم تو شهر براش میگم از اون صدای عجیب که تو ذهنم هر شب صدام میزنیاز اون حس ناب میگم براش از بارون درد ناک میگم براشمن چشمات میگم براشاز اون دستات میگم براشاگر حرفام تو دل شب جا نشهبا بارون چشمام میگم براشمن و خاطراتم که هی رد شدیماز اون عشق و شبا راحت شدیم با یه لبخند خاطرات پاک شدبا یه بوسه ام دخترم بیدار شد