من ک حرفی ندارمخودم خبر دارم واسشم نفعی ندارماخه چرامن ک جنگیدم براشمن دم نمیزنم چون سنگینم الانبزا بروهمتون کپ هممنم ک مشکلی ندارم با کل شهرولی خب کل شبمثه شمع روشناب میشم ولی باز روشنبزا برومیدونم سرد نفصتمیدونم درد میگیره خب کل بدنتولی حرف نمیزنیدیگ تلخی میخوریشبا بیداری میکشیروزا خسته میخابیببین حرف دارم باهاتبیبی زخم رو لباسانقد سختی کشیدم دیگ بسمه الاندیگ طاقت ندارمشاید عادت ندارمحاجی ی چیزی بگمتوروم باور ندارمبزا بروولی قبل رفتنبیا عکساتو بگیراگ پس نمیگیریبهم فندک بدهمیخام اتیش بزنمبعدش سیگار بکشممیخام دود کنم تورویا ک دود بشمیهو دیگ فراموش کنمک فراموش کنیک من فراموش شدمبزا برومیخام غیب بشم یهوبزا برودیگ نبینم من توروبزا بروولم کن نمیخام دوباره نمیتونم ببینم همون خاطراتوبعد تو میگزرم از هرچی بیاره تورو یادمدلت واسه من مردلنتی اصن نفهمیدیکسی جز تو نمیتونس کنه حالمو خوبهمونی ک ی روز میگفت میمیونمالان کجاس همون آدمه کوپر شدم از فاز بد دیگنمیخام باشیم واسه هم دیگقلبمو دادم الکی الکیانگا دییونه شده ک دیگ داره رد میدهشدم مثه بقیه عادیاهرچی درده بده باز میخامقلبی ک چرا قرمز بوده الانتو خودشه ک میگه من شدم باز سیاهاین شبا برام هنوچقد سردهرفتی ولی خیلیی طمعش تلخهمنو بگو چجورییادت رفته؟